تبليغاتX
نسیم 88 آذربایجان غربی

نسیم 88 آذربایجان غربی

نسل سومی های یاریگر میرحسین موسوی

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

شادی فراموش شده

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

یادباد آن روزگاران یاد باد

پارسال این موقع رویادت هست نسیم ؟!

نگو که امیدهامون رو فراموش کردی .نگو که اون روزارو فراموش کردی اون وقتا که هنوز فتنه گر نشده بودیم رو میگم .اون روزاکه خس وخاشاک نبودیم .

نمیدونم کی بود میگفت به فکر آزادی بیان نباشید باید به فکر آزادی پس  از بیان باشید...

نمیدونم کجا بود خوندم اعتراض و انتقاد نشانه  جامعه ی زنده و سالم است .

تو هم شنیدی گفتند آزادی در ایران نزدیک به مطلق است . تو که شک نکردی ؟

برای همین آزادی نزدیک به مطلقه که برای سالگرد اون روزا نمیتونم عکس یادگاری بزارم یا یه خاطره بنویسم از تو ُ از نسیمُ یه خاطره که توش همه نسیمی ها باشن با همه امیدها وشادیهاوتلاششون .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

اگر سبز رفتی اگر سبز ماندم

سلام ای غروب غریبانه دل

سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

***

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای قصه عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من

تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب

تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته

تور ا می سپارم به رویای شبها

به شب می سپارم تو را تا نگیرد

به دل می سپارم تو را تا نمیرد

اگر چشمه واژه از غم نخشکد

اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای بر غبار دل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر سبز ماندم

خداحافظ ای نوبهار همیشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

پيام مهندس ميرحسين موسوي به مناسبت درگذشت همسر آیت‌الله العظمی منتظری (ره)

جناب حجت‌الاسلام و المسلمین احمدمنتظری

درگذشت مادر بزرگوار و داغدیده و مبارز را به شما خانواده گرامی تسلیت می‌گویم. ایشان بانویی فداکار و صبور در راه اسلام و انقلاب و یاری فداکار برای همسر عالی‌قدر و مبارزشان در فراز و نشیب چند دهه اخیر بود و شهید گران‌قدری چون محمد منتظری را در راه خدا داد.
خداوند متعال ایشان را مشمول رحمت واسعه خود قرار دهد و به شما خانواده عزیز صبر و اجر عنایت فرماید.

                                                                    میرحسین موسوی
                                                                      ۹ فروردین 1389
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

سال صبر واستقامت

+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

سال نو مبارك

بوي باران، بوي سبزه، بوي خاک

شاخه‌هاي شسته، باران خورده پاک

آسمان آبي و ابر سپيد

برگهاي سبز بيد

عطر نرگس، رقص باد

نغمه شوق پرستوهاي شاد

خلوت گرم کبوترهاي مست

نرم نرمک ميرسد اينک بهار

خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه ها و دشتها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه هاي نيمه باز

خوش به حال دختر ميخک که ميخندد به ناز

خوش به حال جام لبريز ازشراب

خوش به حال آفتاب ؛

نرم نرمک ميرسد اينک بهار

خوش به حال روزگار ...

خوش به حال روزگار ...

"فريدون مشيري"
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

بدون شرح

آگهی کاملا خصوصی مادر رجب که به صورت عمومی منتشر می‌شود

  فرزندم رجب

تو آن‌روزها کبود شدی و یک مدتی دربند رفتی، گفتم رجب من خونش از خون دیگران سرخ‌تر نیست، گریه نکردم تا برگشتی
اعتماد ملی را بستند و باقی روزنامه‌ها را هم، گفتم حالا درست می‌شود
این‌همه توی اینترنت و گودر و فیس‌بوک خبر بد خواندم گفتم خبر خوش هم از راه می‌رسد، بغض کردم و گریه نکردم
اما
مادر تو بودی آن موقع. پیشم بودی. دلداری‌ام می‌دادی خب من پیرزن را ننه.
حالا نیستی. حالا ایران‌دخت هم بسته شد مادر
حالا بغض ندارم... حالا راست‌راستکی دارم گریه می‌کنم
نمی‌دانم آگهی‌های تو را کجا چاپ کنم
نمی‌دانم کرایه‌خانه را از کجا بیاورم ننه. کاش بودی.

کاش بودی و من نبودم مادر.

قربان تو؛ مادر رجب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 


دیوار ها
می خورد دیوار ها دیوار ها روح مرا
می جود زنجیر ها دستان مجروح مرا
خواب می بینم که توفان سیاهی می برد
خصم عاصی را نه، اری، عصمت نوح مرا
خواب می بینم که درخون ها رها شان کرده اند
آخرین قصّاب آهو های مذبوح مرا
خواب می بینم که دفتر های شعرم مرده اند
می برد مرداب ماتم های مشروح مرا
می پرم از خواب، در بسته است دورم تیرگی است
می خورد دیوار ها دیوار ها روح مرا

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

ایران

تنها تو میمانی ما میرویم از یاد

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

تولدت مبارک نسیم

موجیم و وصل ما از خود بریدن است

ساحل بهانه ایست رفتن رسیدن است

از طرف همه نسیمی ها . برای همه اونهایی که هنوز خودشون رو نسیمی می دونن . برای نسیم ارومیه ُ نسیم سولدوز و...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

عزیز سفرکرده

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

همیشه سبز خواهیم ماند

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

برای برادرم سعید

تو حق داری بگی همه چی دروغه ُ توهنوز پاکی و وارد بازی آدم بزرگا نشدی ُ مصلحت اندیشیُ ریاُ دورویی ُحسابگری ُ ...

آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک همچون گلوگاه پرنده ای
هیچ کجا دیواری فروریخته برجای نمی ماند
سالیان بسیار نمی بایست دریافتن را
که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی است
که حضور انسان آبادانی است
 
همچون زخمی همه عمر خونابه چکنده
همچون زخمی همه عمر به دردی خشک تپنده
به نعره ای چشم بر جهان گشوده
به نفرتی از خود شونده
غیاب بزرگ چنین بود
سرگذشت ویرانه چنین بود
 
آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک
کوچک تر حتی از گلوگاه یکی پرنده
 
«احمد شاملو»
 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

ترس

کدامین چشمه سمی شد ، که آب از آب می ترسد ؟

و حتی ، ذهن ماهیگیر ، از قلاب می ترسد

کدامین وحشت وحشی ، گرفته روح دریا را

که توفان از خروش و موج از گرداب می ترسد  

گرفته وسعت شب را ، غباری آنچنان مبهم

که چشم از دیدگاه و ماه از مهتاب می ترسد 

شب است و خیمه شب بازان و رقص وحشی اشباح

مژه از پلک و پلک از چشم و چشم از خواب مي ترسد  

فغان ، زین شهر کج باور ، که حتی نکته آموزش

زافسون و طلسم و رمل و اسطرلاب می ترسد  

فضا را آنچنان آلوده ، دود نفرت ونفرين

که موشک هم ، ز سطح سکوی پرتاب می ترسد  

طنین کار سازی هم ، زسازی بر نمی خیزد .

که چنگ از پرده ها وسیم ، از مضراب می ترسد

سخن ، دیگر کن ای بهمن ! کجا باور توان كردن

که غوک از جلبک و خرچنگ از مرداب می ترسد

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

امانی: مي خواهند جاده سياسي را يك‌ طرفه كنند

امانی: مي خواهند جاده سياسي را يك‌ طرفه كنند
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

به یاد اعتماد ملی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

دیدار جوانان با مهندس موسوی در روز جوان

 

میرحسین موسوی: انتخابات عمق مشکلات کشور را پیش روی ما گذاشت

قلم - «انتخابات مشکلات کشور و عمق آنها را پیش روی ما گذاشت، و این کم دستاوردی نیست زیرا اذعان به مشکل می‌تواند مقدمه‌ای برای حل آن باشد»، مهندس میرحسین موسوی ضمن بیان این مطلب در دیداری که 12 مرداد ماه جاری، همزمان با سالروز ولادت حضرت علی اکبر با گروهی از جوانان داشت وضعیت زندان‌ها و نحوه برگزاری دادگاه‌ها را از جمله این مشکلات دانست و گفت: «این افتخار نیست که چند معاون رئیس جمهور و وزیر و افرادی که لانه جاسوسی را گرفتند و زمانی تصاویر آنان را جلوی دوربین‌ها با سربلندی نشان می‌‌‌دادیم و راجع به آنان بحث می‌کردیم و نماد ایستادگی ما در مقابل قدرت‌های بزرگ بودند، این چنین جمعی را در یک دادگاهی با این شکل و قیافه، دسته جمعی محاکمه کنیم.»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

نسیم خواهد وزید...

از همه نسیمی ها که به این"عرصه "مشترک سر می زنند واز به روز نشدن چند روزه اش شاکیند ، دعوت میکنم که یکباردیگه اینجا در همین عرصه دور هم جمع بشیم تا ثابت کنیم که " نسیم ما همچنان خواهد وزید"

از تمامی دوستانی که خواستن که مطالبشون رو در وبلاگ نسیم قراربدن می خواهیم که مطالب وتصاویر رو از بخش نظرات برای ما ارسال کنن تا بعد از تائید به صفحه اصلی منتقل بشه وهمینطور از همه دوستایی که وبلاگ دارن انتظار داریم که وبلاگ نسیم رو لینک کنن.

نسیم از امروز دفتر مشترک نوشته های دوستان خواهد بود...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  | 

آلبوم سبز 4(یاران دربند)

دانشجویانمحمد قوچانی (سردبیر اعتماد ملی) 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط شورای نویسندگان  |